سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
تیر 1390 - یاس و آفتابگردونش

یاس و آفتابگردونش


برای کلیه ی دوستان خوبم...  


نوشته شده در پنج شنبه 30/4/90ساعت 10:40 عصر توسط آفتابگردون نظرات ( ) |

برای دوستان مجردم(این پست در ادامه ی پست قبل هستش و اگر بخوام رمز رو بردارم بعد از اینه)  


نوشته شده در یکشنبه 19/4/90ساعت 3:17 عصر توسط آفتابگردون نظرات ( ) |

ادامه ی داستان برای دوستان متاهلم (این پست در ادامه ی پست قبل هستش و اگر بخوام رمز رو بردارم بعد از اینه)  


نوشته شده در یکشنبه 19/4/90ساعت 2:56 عصر توسط آفتابگردون نظرات ( ) |

خدمتتون عارضم که خانم گل عزیزم (برای اونهایی که هنوز نمیدونن! : خواهر همسرم) حدود 20 روز پیش آبله مرغون گرفته بود! بنده خدا تو امتحاناتش و...!


همسر بنده هم هنوز نگرفته بودن


به نظرتون چه اتفاقی افتاد؟!


نوشته شده در جمعه 17/4/90ساعت 10:29 عصر توسط آفتابگردون نظرات ( ) |

رمز عمومی دوستان  


نوشته شده در جمعه 10/4/90ساعت 6:17 صبح توسط آفتابگردون نظرات ( ) |

سالگرد تاسیس وبم شده!


تولد یک سالگیش!


همزمان با سومین ماهگرد عقدم...


 بفرمائید کیک


 



 


تو این یک سال با خیلی ها آشنا شدم که ارزش دوستی و آشنایی داشتن


و از افرادی بریدم که...


چیزهای بسیاری یاد گرفتم از تک تک دوستان بسیار خوبم که خییییییییییییلی بیشتر از دوستانم خارج از محیط وب، در جریان دغدغه هام بودن و پا به پام غصه خوردن و شاد شدن و راهنمائیم کردن دلسوزانه و خواهرانه... و چقدر بهم آرامش دادن در سخت ترین روزهای زندگیم تا کنون....


اگر بخوام به یک چیز اعتراف کنم، اونم اینه که اگر این وب رو نمینوشتم و خودم رو اینجا تخلیه نمیکردم، شاید الان در شرایطی نبودم که این پست رو براتون بنویسم! شاید اصلا...


یادم نمیره دعاهای از ته دلتون.....


قلب های پاکتون.....


دوستی قشنگتون در این محیطی (اینترنت) که اسمشو کثافت بازار گذاشتم! محیطی که بیشتر آدم های دنیا، اهداف ناپاک شخصی و عقده های ناگشوده شونو درش دنبال میکنن و چقدر اندک هستن افرادی که مثل بیشتر دوستان عزیزم، علاوه بر استفاده ی روزمره ی علمی و خبری و... در اون محتوی سازی میکنند و نیت هاس پاک و مقدس شون رو دنبال میکنن...


 افتخار میکنم به دوستی با شما...


که به خدا قسم از تک تک تون یاد گرفتم...


و همه تون خواهران بزرگ و بزرگوار من بودید...


و شاید هیچ وقت نتونم خوبیهاتون رو جبران کنم..............


نمیدونم تا کی به نوشتن در اینجا ادامه بدم


این وب هدف خاصی رو دنبال میکرد


از این به بعد بستگی داره که چه هدفی در پیش روم قرار بگیره


صرفا خاطرات شخصی هر از چند گاه؟


تجربیات شخصیم؟


درد و دل و مشورت؟


یا...؟


شاید اهدافی والاتر


شاید هم نه!


چون اینجا وب شخصیم هست


یه وب کاری دارم که مسائل کاری و علمی رو برام ساپورت میکنه


و یه وب خاص که اونطوری که دلم میخواست بتونم توش از مواضع ام (بیشتر هم مواضع دینی و اعتقادیم) در مورد ازدواج دفاع کنم در برابر فرهنگ اشتباه این روزهای جامعه مون... که همه ی دوستان نزدیکم از این وب هم باخبر هستن...


هر چند این روزها مشغله م اونقدر زیاد شده که دو سه روز یکبار دستم به نت میرسه!


تا خدا چه خواهد...


تا به کی زنده باشم...


تا...


...


!


اینا رو بیخیال!


از همین جا صادقانه به تک تک دوستای گلم که بیشترشون همراه همیشگی این یک سال پر ماجرای من! بودن میگم:


دوستتون دارم...


همین! 


نوشته شده در جمعه 10/4/90ساعت 1:13 صبح توسط آفتابگردون نظرات ( ) |

اعلام بفرمائید رمز بدم. ممکنه دیر به دیر بیام نت این چند وقت پس اگه دیر شد خواهشا دوستان ناراحت نشن.  


نوشته شده در شنبه 4/4/90ساعت 10:18 صبح توسط آفتابگردون نظرات ( ) |


Design By : Pichak